چهارشنبه، دی ۲۰، ۱۳۸۵

آروغ ملی





دیشب فیلم یک بوس کوچولوی فرمان آرا را دیدم. درباره آن تنها می توانم بگویم حیف وقت. فیلم بسیار بدی بود. نمی دانم فرمان آرا با ساختن این فیلم چه می خواسته بگوید. انتقام گیری از ابراهیم گلستان؟ یا نقد خودش و یا دودوزه بازی در آوردن و نقش قرباتی بازی کردن. هر چه هست ابراهیم گلستان در کانون فیلم است و دراز کردن و شلاق زدن او حرف اول را می زند. انتقام یک روشنفکر خارجه نشسته از روشنفکر خارجه نشین دیگر. گویا خارجه نشینی روح انسان را خراب و فاسد می کند. چیزی که حضرات اسلامی روز و شب در صدا و سیما بوق آن را می زنند.
بازی های ضعیف. داستان ناپخته و سرهم بندی شده. گفتگوهای ضعیف . آروغ های ناسونالیستی که وطن خوب است حتی با زهر مار و سرکوب و نداشتن حقوق اجتماعی. چرا که وطن است. بهره بردن از نمادها و نشانه های کهنه و رنگ و رو رفته و در یک کلام سانتمانتالیسم روشنفکر وطنی که جهان را از دریچه بسته ای می نگرد که سر و ته اش به سنت های پوسیده جامعه مردسالار و اسلامی ختم می شود.

سه‌شنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۵

شوخی تاریخ

هیچ گاه در تاریخ ایران هیچ قدرتی نتوانسته این سرزمین را به خاک سیاه بنشاند، چنین که حکومت اسلامی دارد می نشاند.شگفت انگیزترین رویداد تاریخی در حال جریان است. ویرانی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هردم افزایش می یابد و ساختمان در حال فروریزیست، اما گویا کسی را خیال جنبیدن نیست. آیا آتشی زیر خاکستر نهفته است؟ آتشی که اگر دربگیرد ویرانی را کامل خواهد کرد. یا مبارزه ای صبورانه دارد از درون ریشه این قدرت لعنت شده را می خورد و آن را به پایان می رساند؟ یا همه این ها نقش خیال است و این قدرت ویران گر آمده است که بماند؟ یعنی مردم بی خیال شده اند؟ پس این مبارزات روزمره و به سخره گیری قوانین اسلامی نشان چیست؟ مبارزات زنان، دانش جویان ، کارگران و جوانان حکایت از چه دارد؟ آیا ققنوس آزادی از درون خاکستر این آتش برخواهد خاست؟ کسی چه می داند. آن چه که روشن است ناپایداری ستم و بی عدالتی و سرکوب آزادیست. این مثل روز روشن است. تاریخ بشر گواه آن است.

پنجشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۵

نوسازی

وب لاگ را با بلاگر جدید نوسازی کردم.هنوز تمام شده نیست.بسیاری از عناصر وب لاگ قدیمی را از دست دادم. خوش بختانه ساختار نو بلاگر کارها را آسان تر کرده و نظم و ترتیب را بیشتر. بد بختانه نظرات و دید گاه های دوستان و نقد هایخوب آن ها بر نوشته هایم را از دست داده ام. اساس هم تنبلی بوده و نادانستگی. اگر نه باید بسیار پیشتر از این سیستم نظرخواهی خود بلاگر را به کا می انداختم. حالا چوبش را هم خودم می خورم و هم دوستان نازنینی که وقت گذاشتند و مهر و دوستی را در این خانه به جای نهادند. اکنون آموخته ام و سیستم بلاگر را جای گزین سیستم پیشین کرده ام ( با پوزش از تمام مهرورزان و عزیزان خواننده). خوبی سیستم جدید پوشه بندی کردن متن ها است. این کار دست رسی به متن ها را راحت تر می کند. بایگانی نو هم کار یافتن متن ها را ساده تر کرده. نمی دانم کسی هست که بداند چه گونه می شود نظرات را از سیستم هالواسکن به این جا آورد؟ یا چه گونه می توان آرشیو وب لاگ قدیمی را که بر روی بلاگر ایجاد شده به این وب لاگ انتقال داد؟ شاد می شوم اگر عزیزی مرا راه نمایی کند.

سه‌شنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۵

زمانه تلخ

دست و دل آدم به نوشتن نمی رود. هر چه به این وب لاگستان خراب شده نگاه می کنی جز چشم اندازی مسخ شده از ملتی بی هنر اما وقیح و پر مدعا چیز دیگری نمی بینی. انسان شریف و درست کردار و راست گفتار در این فضای کافکایی دچار سرگیجه و تهوع می شود. پس از شکست دم و دستگاه اصلاح طلبی و هجوم حزب الهی های خجل زده - که حالا دمکرات شده بودند- به خارج و فرستاد شدن انواع و اقسام جاسوس و دانشجوی بورسیه ای به دنبال آنها و گسترده شدن آنتن های اسلامی ، فضای وب را هم آلوده کرده و رقابت های اسلامی بر سر قدرت را با خود به خارج از کشور نیز کشاندند. روزی نیست که این ها یک دیگر را در وب لاگ هایشان افشا نکنند و دیگران را نیز به این جو مسموم و مافیایی خود نکشانند. روزی نیست که پته کثافت کاری ها و مزد بگیری های یک دیگر از حکومت اسلامی و یا سازمان های جاسوسی بیگانه را بر روی آب نیاندازند. آدم احساس شرم می کند که با این جانورها در یک سرزمین به دنیا آمده است. با پول بیگانه رادیو می زنند . سایت راه می اندازند و از سوی دیگر سرشان تا گردن توی آخور حکومت ولایت آخوندی است. به هیچ معیاری جز پول پای بند نیستند. تا دیروز به کشتار دگر اندیشان سرگرم بودند و یا برای نابودی نیروهای سیاسی تئوری می بافتند ، امروز مسلمان دمکرات شده اند و به کثافت کاری دمکراتیک اسلامی که هر چیزی را در راه رسیدن به هدف جایز می داند، سرگرم اند. نمی خواهم از کسی نام ببرم . این عناصر مثل گاو پیشانی سفیدند. همه آنها را می شناسند. درد آن جاست که به این ها میدان داده اند تا فضای وب و وب لاگ ها را چنان آلوده کنند که انسان رغبت نوشتن را از دست می دهد. تمام کوشش این ها صرف غیر سیاسی کردن فضای وبلاگستان و توجیح سیاست های حکومت اسلامی است . برخی از آنها آن چنان وقیح اند که به ستایش احمدی نژاد هم می پردازند. از یک سو با سیاست و دخالت وب لاگ نویسان در سیاست مخالفت می ورزند و از سوی دیگر فاشیستی ترین ایده ها را در پوشش غیر سیاسی ارائه می دهند. بر تمام وب لاگ نویسان جدی است تا مچ این شیادان را باز نموده و اهداف آنها را برای دیگران روشن نمایند. این کار بسیار ظریفی است و باید با هوشیاری و نیک پنداری انجام گیرد تا ما هم به دام آنها نرویم . حقیقت را قربانی دوستی و دشمنی نکنیم .