یکشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۶

روز ایران

چند تن از دوستان روز چهاردهم مرداد را روز همبستگی با دانشجویان دربند اعلام کرده اند. فکر خوبی است و دمشان هم گرم. من پیش نهاد می کنم بیایم و همه روزهای سال را روز همبستگی با مردم ایران اعلام کنیم و تلاش کنیم تا به یک جنبش همبستگی سراسری در جهان تبدیل شود. هم در ته قاره آفریقا ، آسیا، اروپا، آمریکا و اقیانوسیه نیرو داریم هم در سرشان. مگر نه این که همه مردم ایران هر روز و هر کدام به نوعی توسط این حکومت لعنتی مورد اذیت و آزار قرار می گیرند. گذاشتن یک روز برای دانشجویان دربند گره زیادی را نمی گشاید چون این دانشجویان و کارگران و زنان هر روز به زندان انداخته می شوند و هر روز هم شکنجه می شوند. گذاشتن یک روز به مناسبت دانشجویان در بند از یاد بردن صورت مسئله است. درست مثل روز زن. یک روز جشن می گیریم سیصدوشصت و چهار روز از یاد می بریم.

شنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۶

نازی ها و آخوندها

حکومت اسلامی شباهت های بسیاری با آلمان نازی دارد. کارگر ستیز، زن ستیز، ضد همجنس گرا، ضد دانشجو، موج سواربر جهالت توده ای و ایدئولوژیک (مذهب و ملی گرایی کور). درست مثل رژیم نازی ها. در اعدام و کشتار دست آنها را از پشت بسته است. تنها فرق این ها با آنها در اختلاف احمدی نژاد و خاتمی است که هیچ کس هم دلیل آن را نمی داند.

یکشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۶

فوتبال

تیم ملی عراق به فینال آمده و امروز عربستان را می برد یا باید ببرد که همه عراقی ها را دوباره دور هم جمع کند و با خوبی خوشی این پیروزی بزرگ را که در سایه ابرقدرت جهانی و در اثر لطف و کمک های بی دریغ آنها به دست آمده جشن بگیرند. دیده بودیم که در سیاست فوتبال بازی می کنند و به هم دیگر گل می زنند ، دیده بودیم که فوتبال را برای سیاست به کار می برند ، اما به این شوریش را ندیده بودیم. تا هفته گذشته کسی خبر نداشت که در آسیا هم جامی وجود دارد ، حالا جام آسیا آن قدر مهم شده که در صدر اخبار روز جهان قرار گرفته است. با همه این دوز و کلک ها و مسخره بازی ها امیدوارم عراق بزند ماتحت این عربستانی های بی خاصیت را پاره کند و لبخندی بر چهره مردم رنج کشیده عراق شکوفا کند. اگر چه لبخندی زودگذر و مرحمی موقتی بر یک زخم عمیق.

چهارشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۶

ستم ازیاد نمی رود


دو دهه از کشتار زندانیان سیاسی می گذرد. هنوز خون جوانان وطن بر دیوارهای اوین خشک نشده است. هنوز اوین و گوهردشت بهترین فرزندان این سرزمین رنج دیده را در بند دارد. حکومت اسلامی هم چنان به بگیر و به بند ادامه می دهد، گویا در این سرزمین روزها به درازای قرن اند. می خواهند که ما فراموش کنیم. مادران و خواهران داغدار را از ملاقات گور عزیزانشان باز می دارند و پدران و برادران را به چوب و چماق می بندند و اوباش خود را برای تخریب گورهای بی نام و نشان گسیل می دارند.
هنوز هیچ معتقد به عدل علی و عطوفت اسلامی که زندانیان را دسته دسته به جوخه اعدام می سپرد، به جنایت خود اعتراف نکرده است. خون بر دست و پنجه همه شتک زده اما به روی مبارک نمی آورند. بسیاری از خط امامی های از امام بریده شرمگین و سرافکنده گذشته ی خویش اند ولی کلامی از کشتار جوانان مبارزه به میان نمی آورند.مگر داغداران فراموش می کنند؟ پاسخ کودکانی که بی سایه ی پدر و مادر بالیده اند و اکنون به بزرگسالی رسیده اند را چه کسی خواهد داد؟ تا کی می توان بر این رویداد خونین پرده افکند؟ اگر پینوشه و صدام توانستند از ننگ تاریخی خود بگریزند ، لابد آقایان هم می توانند.
امروز هم ستم گری ادامه دارد. هنوز در پشت دیوارهای مخوف اوین دانشجویان و کارگران و زنان را به زیر شکنجه می برند و صدای دادگرانه آنها را در گلو خفه می کنند. اگر نیروهای آزادی خواه با تمام توان خود، متحد و یکپارچه در برابر آن ستم گری قد علم می کردند، امروز دست کم حکومت نمی توانست این چنین افسارگسیخته به سرکوب مردم دست بزند.
ستم را نمی شود از یاد برد. تا پرونده این کشتارها روشن نشود و تا دست اندرکاران آن به جنایت خود اعتراف نکنند، عدالت و دمکراسی در ایران شکست خورده باقی خواهد ماند.