با چنین شیر دخترانی که امروز حکومت اسلامی ومجموعه خرافات آن را در خیابان ها و کوچه ها به چالش می کشند، زمستونو فراری میدیم و بهار آزادی را در آغوش می کشیم. روسری اجباری را از سر این شیر دل بردارید، هیچ چیزی از مدرن ترین و فرهیخته ترین انسان معاصر کم ندارد. آیا این بزرگترین جنایت علیه بشریت نیست که چنین مردمی در قفس استبداد خامنه ای و احمقی نژاد در بند باشند؟ خودتان ببینید و داوری کنید!
دوشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۸
یکشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۸
ما را ز سر بریده می ترسانید؟
چند تن از مزدوران بسیجی و اطلاعاتی برای به انحراف کشاندن جنبش مردم ایران، عکسی از خمینی را به آتش کشیدند و تبلیغاتچی های صدا و سیما هم آن را در بوق و کرنا کردند و معرکه راه انداختند. صد البته کسی به این ابلهیت کودکانه توجهی نکرد و همین خشم مفت خوران و غارتگران را برانگیخت. حالا یکی یکی جلوی صحنه می آیند و عربده می کشند که ای وای چه نشسته اید: این ها به ساحت مقدس امام توهین کرده اند و باید سر و گردن زده شوند. گویا این شش ماهه ملت را سرکوب نکرده اند. اگر چه آتش زدن عکس خمینی حرکتی زودرس است و مردم نیز کاری به مرده ها ندارند، اما هیچ کدام از دست اندرکاران حکومت ترور و وحشت ، تقدسی نزد مردم ندارند. یکی از اهداف بزرگ جنبش مردم شکستن و فرو ریختن همین تقدس هاست. مگر شعار مرگ بر خامنه ای بر زبان مردم جاری نیست؟ عربده کشان و اوباشان اسلامی خودشان را به کری زده اند. وقتی بالاترین مقام حکومت اسلامی را الدنگ خطاب می کنند، تقدسی برای نظام باقی می ماند؟
آقایان تازه دارند می فهمند که حرکت مردم جدیست و با توپ و تانک و بسیجی نمی توان آن را خاموش کرد. پس به دست و پا زدن افتاده اند. دست پیش می گیرند و نعره می زنند و می گویند که از روی خط قرمزشان رد شده ایم . این بار می خواهند حسابی تنبیه امان کنند. به راستی خیل زنان و مردان قهرمانی را که با گلوله های ناجوانمردانه از پای درآورده اند نمی بینند. ما را ز سر بریده می ترسانید یا پیش می گیرید که پس افتادنتان را جبران کنید؟ هر آخوند و قداره کشی که فرصت ابراز وجود پیدا نکرده خودش را می اندازد توی معرکه ی باغ وحش صدا و سیما و ملت را تهدید به خشونت و سخت گیری می کند. این پنبه را از گوشتان درآورید. ملت برخاسته است تا کار دیکتاتوری را تمام کند. خودتان قواعده مسخره و عقب مانده انتخابات فرمایشی را نقض کردید. زمان زیست حکومت اسلامی به سرآمده. دیر و زود دارد، اما راه فراری نیست.
قار و قار خمینی، خمینی کردن را هم لطفا خفه شوید. خمینی هم یک خامنه ای دیگر بود. خمینی هم در تمام دوره زیست دیرهنگامش همواره به کشتار و اعدام بی داد و دادگاه ملت سرگرم بود. سیاهه رهبر حکومت اسلامی آن چنان تیر و تار است که با هزار خروار گچ دروغین سفیدش نمی توان کرد. مردم ایران مرده کش نیستند. این حکومت اسلامی است که از روز نخست مرده ها را نبش قبر می کرد و آن ها را دوباره می کشت. ما به دنبال پایان دادن به استبداد و برقراری دمکراسی در میهن عزیزمان ایران هستیم. ما در پی پس گرفتن هویت ایرانی خود هستیم. در این راه هیچ چیزی جز انسانیت برای ما مقدس نیست. حتی خود خدا.
یکشنبه، آذر ۱۵، ۱۳۸۸
16 آذر: نبرد اندیشه با استبداد
شانزدهم آذر روز ویژه ای در تاریخ مبارزات مردم ایران با استبداد است. شورش دانشجویان مبارز در 16 آذر سال 1332 علیه استبداد و نیروهای پشتیبان آن و کشته شدن سه تن از دانشجویان به دست نیروهای سرکوب، این روز را به نماد نبرد دانش و روشنگری با خفقان و سانسور مبدل نمود. از آن پس هر ساله دانشجویان در این روز همایش های اعتراضی بزرگی را در مخالفت با سیاست های استبدادی حکومت های شاه و خمینی برگزار کرده اند. حکومت اسلامی کوشید که با حمله وحشیانه به دانشگاه ها و قتل و عام دانشجویان در دهه شصت و تعطیل دانشگاه ها و تصفیه کامل آن ها از نیروهای روشنفکری، حساب خود را با نیروی دانش و فرهنگ یکسره کند، اما امروز چون همیشه تاریخ، دانشگاه باز هم صحنه نبرد روشنگری ، دانایی و آزادی با جهل و خرافات و استبداد شده است.
فردا شانزدهم آذر است. حکومت اسلامی از پیش و برای ترساندن ملت، تیغ را آشکار و از رو بسته و یکسره در بلندگوی تبلیغاتی اش دم از سرکوب شدید می زند. گویا در این سی سال سرگرم ناز و نوازش ملت بوده و حالا که ملت نمک ناشناس اعتراض می کند، آقایان خشمگین شده اند. استبداد در طول تاریخ نماد ابلهی و نادانی بوده و امروز هم حکومت اسلامی در مطلق جهل خود غوطه ور است و صدای مردم را نمی شنود و یا می شنود و خود را به کری می زند. فردا ما به خیابان خواهیم آمد و نبرد خود با استبداد را فریاد خواهیم زد. هر ایرانی که دلش برای آزادی و رهایی از چنگال استبداد انسان کش دینی می تپد فردا به خیابان می آید و در صف دانایی و آزادی رژه می رود. فردا چه در ایرانیم و چه در هر کجای این جهان پهناور، یک صدا بر سر استبداد فریاد بکشیم و خواهان برچیدن بساط ستم شویم. ما پیروزیم.
سهشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۸
پایان حکومت اسلامی
حکومت اسلامی از همان آغازش محکوم به رفتن بود. این حکومت با هیچ اندیشه و کرداری که نشان از پیشرفت و ترقی داشته باشد، هم خوانی نداشته و ندارد. سی سال است که داریم با این لکه ی ننگ می جنگیم. در این سی سال مردم نگذاشته اند که آه خوش از گلوی ستم گران دینی پایین برود. آن ها هم هر روز دستگیر کرده اند و زندان های دهشتناک تری ساخته اند. شکنجه داده اند و اعدام کرده اند. هزار ترفند به کار برده اند تا حکومت اسلامی را در ذهن و زبان مردم جا بیندازند ، اما موفق نشده اند. کتاب سوزان راه انداختند. مدرسه و دانشگاه را به دین آلودند، اما پاسخی که گرفتند، بیزاری بیش از پیش مردم از نوحه و روضه و خرافات و کرامات بود. امروز مردم برخاسته اند و خواهان پایان یافتن قطعی حکومت اسلامی شده اند. حکومت در برابر مبارزات مسالمت آمیز مردم برای آزادی و دمکراسی سگ های بسیجی و پاسدارش را به خیابان می آورد و از هیچ بربریتی دریغ نمی ورزد. مردم اما با این روش ها آشنا هستند و با زیرکی و هوش سرشار خود گزک به دست مزدوران نمی دهند. این روش های جنایتکارانه را سی سال است که مردم با گوشت و پوست خود تجربه کرده اند. حکومت اسلامی هم اکنون در درمانده گی کامل به سر می برد. این بار تنها غم نان نیست، آزادی و دمکراسی هم هست. پس گرفتن هویت ملی و انسانی هم هست. این خواست ها با سرکوب عقب نشینی نمی کنند. تا رسیدن به این خواسته های انسانی و پایان حکومت اسلامی مردم از کوچه ها و خیابان ها به خانه باز نمی گردند.