دوشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۵

تیر خونین

18 تیر روز جنبش مستقل دانشجویی است. روزی که دانشجویان برای آزادی و دمکراسی به خیابان آمدند و به دست حکومتی که نام اصلاح طلب بر خود نهاد بود، سرکوب شدند. 18 تیر جنبشی شبیه قیام دانشجویان پاریس در سال 1968 بود. خواست این جنبش چیزی جز عدالت و دمکراسی نبود.
دانشجویان به دولت خاتمی باور داشتند و گمان می بردند که این دولت فضای جامعه را باز کرده و راه را برای اعتراض های مسالمت آمیز گشوده است. این باور درست نبود. دانشجویان مبارز خیلی زود به بی پایه بودن این باور پی بردند.
سرکوب وحشیانه دانشجویان توسط نیروهای انتظامی و امنیتی حکومت نشان داد که ژست اصلاح طلبی، تنها برای به بیراهه کشاندن جنبش های اجتماعی و خاموش کردن فریادهای اعتراضی مردم است. با توجه به اختلافات مابین نیروهای نظام اسلامی ، در سرکوب جنبش های اعتراضی آنها یک دست عمل کرده و می کنند. خامنه ای که از ترس به زیر لحاف ولایت خزیده بود پس از سرکوب دانشجویان سرش را از زیر لحاف بیرون آورد و دون کیشوت وار به آنها حمله برد و به لقب ضدانقلاب مفتخرشان کرد.
هنوز پس از گذشت سالیان تعدادی از دانشجویان دستگیر شده در بند حکومت اسلامی گرفتارند. سرکوب گران نه تنها توسط دولت اصلاح طلب محاکمه نشدند، بلکه پس از خوابیدن سر و صداها به شغل های نان و آب دارتری گمارده شدند. جنبش 18 تیر اگر چه نتوانست به حداقل خواسته های خود برسد، اما حکومت را یک گام به عقب راند و پروژه اسلامیزه کردن آنها را به شکست کشاند. جنبشی که از درون دانشگاه های پاکسازی شده و گزینشی سر بر آورد به مردم جان به لب رسیده آموخت که با همبستگی می توان دیکتاتوری فقاهت را به زانو در آورد.
حکومت اسلامی تلاش می کند تا یاد و خاطره ی 18 تیر را از ذهن مردم و به ویژه دانشجویان بزداید، اما ننگ سرکوب تا ابد بر پیشانی آنها خواهد ماند. یادمان های جنبش هنوز دارند در زندان های حکومت اسلامی آزار می بینند و در جوانی به پیری می رسند. بی شک عاشقان راه آزادی هیچ گاه پیراهن خونینی را که بر فراز دست های باطبی افراشته شده بود از یاد نخواهند برد.

پایان

ایتالیا جام را برد . نوش جانشان . مربی برجسته ، برنامه ریزی درست و بازیکنان ورزیده و آزمون دیده نتیجه اش همین می شود. درست مثل 82 . من حدس می زدم که ایتالیا و آرژانتین فینال را بازی کنند، اما از شانس بد آرژانتین و بازی مقابل میزبان این گمان به باد رفت.
سال 82 تیم ملی ایتالیا زیر بمباران رسانه ها به همبستگی بی نظیر رسید و جام را برد. امسال هم بمباران بود. سال 82 جامعه کاتولیکی به دنبال بازیکنان همجنس گرا در تیم ملی بود و این را ننگی برای جامعه ایتالیا می پنداشت. امسال قضیه رشوه خواری ها و دوز و کلک های باشگاه هایی چون یوه نتوس و میلان و لازیو و فیکس کردن بازی ها و قمار و مافیا و.. بود. باز هم تاریخ تکرار شد. این باراما برای به فراموشی خواندن مردم و به زیر لحاف سراندن آبروی از دست رفته.
بگذریم. حقشان بود. غم انگیزترین اما، زیدان بود که در حقیقت نام واقعیش یزید است. چه بد تمام کرد. درست مثل مارادونا در اوج محبوبیت با سر افکنده. امیدوارم که فوتبال دوستان هیچگاه شعبده بازی های او در زمین و اعتباری را که او به فوتبال زیبا و دیدنی بخشیده فراموش نکنند.
بازار فوتبال در میان وب لاگ نویسان داغ بود. اما من کمتر به کسانی برخوردم که فوتبال بخشی از زندگی آنهاست و با آن میزیند. جالب ترین ها برایم کسانی هستند که تنها در طول جام جهانی به فوتبال علاقه نشان می دهند و پس از آن هم که فراموش می شود. بدتر از همه آنهایی بودند که دیگران را به مسخره می گیرند و از اینکه به تماشای فوتبال می نشینند، آنها را ابله تصور می کنند. خودبزرگ بینی جنون واری که هنوز نه چیزی درباره فوتبال می داند و نه از اهمیت آن چیزی آموخته است. چه به خواهیم چه نخواهیم فوتبال بخشی از زندگی ما شده است .

جمعه، تیر ۱۶، ۱۳۸۵

سال 2011

سال 2011. هشت سال از جنگ در عراق گذشته است. ده هزار سرباز آمریکایی هنوز در آنجا به سر می برند. حکومت اسلامی نیجریه با ایران و هوگو چاوز ونزوئلایی متحد شده اند تا جریان نفت را بر روی غرب ببندند. در اثر بحران نفتی قیمت بنزین سر به آسمان کشیده است. « جنگ علیه ترور » آمریکا را فرا گرفته است. انتحاریون و استشهادیون نیویورک را به زانو درآورده اند. فشار مردم بر رئیس جمهور جان مک کین برای بیرون کشاندن نیروهای این کشور از عراق افزایش می یابد و...
این بخشی از سریال مصور و طنزآمیز Shooting War است که 15 ماه مه در مجله اینترنتی SMITH منتشر شده و هر هفته بخش جدیدی از آن به روی شبکه خواهد آمد.
نقد اجتماعی/ سیاسی و طنز تلخ این سریال خوش آمد هیچ کدام از روزنامه ها و مجله هایی که این گونه ذاستان های مصور را به چاپ می رسانند، نبود. ترس از دست دادن خوانندگان و سرمایه گذاران و به ویژه آگهی های تبلیغاتی رسانه های کاغذی را به محافظه کاری شدید سوق می دهد. بنابراین انتشار این گونه نقدهای جدی و حمله آشکار به قدرت ، تنها در اینترنت مقدور است.
نویسنده این سریال آنتونی لاپه ، داستان را بر اساس فیلم مستندی از ساخته های خودش و وب لاگ نویسی درباره جنگ ، نوشته است. لاپه سردبیر شبکه خبری GNN ( جایگزینی برای CNN بدون پخش تبلیغات ) است.

پنجشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۵

جام جهانی 16

پس از باخت غم انگیز برزیل و آرژانتین، جام جهانی به جام ملت های اروپا مبدل شد. فرانسه که با سختی از سد تیم های ضعیفی چون سویس و توگو گذشته بود، با بازگشت شگفت انگیزی اسپانیا را به زانو در آورد و برزیل و پرتقال را به خانه فرستاد. ایتالیا هم دست کمی از فرانسه نداشت. پس از بازی ایتالیا با آمریکا کسی فکر نمی کرد که این تیم لنگان لنگان خود را تا فینال بالا بکشد. البته پیشتر گفته بودم که هرگاه ایتالیا زیر فشار رسانه های همگانی قرار می گیرد، تیمش یک دست تر و همبسته تر می شود. آنها هم جزو شگفتی های این جام بودند و مثل فرانسوی ها شایسته قهرمانی هستند. برای من هیچ فرقی ندارد که کدام یک پیروز می شوند. اگر فرانسه ببرد که تاثیر مثبتی در مبارزه با نژاد پرستی دارد و برد ایتالیا هم می تواند اندکی آب روی از دست رفته فوتبال این کشور را بدان باز گرداند.
خوش ترین خاطره من از جام بیرون رفتن استرالیا و انگلیس از جام بود و بدترین آن هم شکست نه چندان آبرومندانه برزیل و آرژانتین بود.
بهترین هایم این ها بودند:
- بازی غنا و چک
-خط حمله آرژانتین که پکرمن آن را در برابر آلمان نابود کرد
- آندرانیک تیموریان
- دفاع پولادین ایتالیا و فرانسه
- تماشاگران که دوستی ملت ها را به بهترین شکل به نمایش گذاشتند.
- برنامه ریزی بسیار خوب آلمانی ها و به ویژه تبلیغات آنها علیه نژادپرستی در میدان های فوتبال