سه‌شنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۷

قاتل با قاتل

من کاری به رای دادگاه بین المللی جنایتکاران جنگی ندارم، آن ها اگر در کارشان دقیق بودند رهبران زیادی را باید به پای میز محاکمه بکشانند. مگر بوش و بلر کم آدم کشته اند. مگر رفسنجانی و خامنه ای کم دستور قتل داده اند؟
عمر البشیراما، جنایت کار بزرگی است. او هزاران تن از شهروندان کشورش را کشته و نزدیک به یک میلیون نفر را آواره فقر و ویرانی کرده. او با دادن قدرت به دست آخوندهای سودانی هر گونه سرپیچی از اوامر آنها را با مجازات مرگ پاسخ می دهد. این که لاریجانی به دفاع از او بر می خیزد و یا احمدی نژاد او را می ستاید و خامنه ای به بارگاه خلافت اسلامی فرا می خواندش اتفاقی نیست. این ها برای آینده خودشان اعتبار جمع می کنند. خامنه ای می داند که در آینده خودش هم باید به پای میز محاکمه بیاید. برای همین تلاش می کند تا با ستایش از بشیر عمر خلافتش را طولانی تر کند. این ها به حدی ابله اند که در این شرایط با طناب پوسیده آقای بشیر به چاه می روند. حکایت روباهی است که به لانه نمی رفت، تازه جاروی عمرالبشیر را هم به دمبش بسته بود.
البته برای هر کسی که حکومت اسلامی را می شناسد این ملاقات جای تعجب ندارد. کسانی که می خواهند به زور اصلاح طلبی این حکومت را به خورد مردم بدهند شاید شگفت زده شوند. از قدیم گفته اند: کند هم جنس با هم جنس پرواز.

شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۷

روز زن


ده نکته ای که هر مرد با وجدان و خردمندی باید بپذیرد:

1- بپذیریم که در یک رقابت سالم و با امکانات برابر زنان از میدان رقابت برنده بیرون می آیند.
2- نوشتن مقاله و به به چهچه زدن برای زنان در ظاهر و رعایت نکردن حقوق زن در باطن بی اخلاقی مطلق روشنفکری است.
3- برابری زن و مرد در کارهای آشپزخانه و بچه داری نیست. خرد و منطق انسانی است که باید آن را آموخت و به کار بست. حرف زدن خشک و خالی آدم را وراج می کند.
4- بپذیریم که زنان به لحاظ فیزیک بدنی از مردان بسیار قوی تر اند. کدام مردی می تواند وزنه سنگینی را نه ماه روی شکمش حمل کند؟ قوی تر بودن مردان شایعه دست پخت خودشان است.
5- نگاه زنان به عشق، کودک، زنده گی و طبیعت بسیار ژرف تر و واقعی تر از مردان است. اگر زنان نبودند مردان نمی توانستند تنبان خودشان را بالا بکشند.
6- بدون نیروی زنانه گی بشر باید هنوز در غارها می زیست.
7- هنر انسانی از خرد لطیف زنان سرچشمه گرفته است. مذهب، جنگ و ویران گری از اختراعات مردان است. یک پیامبر زن نشان دهید.
8- بپذیریم که آزادی جامعه در گرو آزادی بدون قید و شرط زنان است.
9- بپذیریم که برابری زن و مرد تنها زمانی حقیقی است که قوانین شهروندی این برابری را در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی تضمین نماید.
10- بپذیریم که در ایران زنان مورد وحشیانه ترین ستم ها قرار می گیرند. ستم پدر، ستم برادر، ستم مادر، ستم مدرسه و دانشگاه، ستم خویشاوندان و بستگان، ستم همسایه گان، ستم بقال سر محل، ستم قوانین و حقوق شهروندی، ستم حکومت دیکتاتوری و از همه بدتر ستم مذهب و سنت های مردسالارانه که ریشه هایی به قدمت تاریخ دارند. تنها کسی که می تواند به این ستم پایان دهد، زنان و مردان خردمند، حقیقت جو و مبارزند. این ها هستند که تابوها را می شکنند و طرح نو در می اندازند.

شما هم نکاتی دارید که من فراموش کرده باشم؟

سه‌شنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۷

دانشگاه باید گورستان شود

خمینی می گفت : شاه قبرستان های ما را آباد کرد. منتظری که قرار بود جانشین او شود گفت : حداقل شاه با مرده ها کاری نداشت.
شاه هر گهی می خورد اما قبرستان آباد نمی کرد. سخن خمینی ابلهانه بود. چرا که ذات قبرستان با آبادی هم خوانی ندارد. اما خمینی و حکومت وارث او گام به گام تمام آبادی ها را به گورستان تبدیل کردند. امروز در ایران صدها گورستان بانام و بی نام موجود است که هزاران هزار کشته جنگ های درون و برون مرزی و ده ها هزار زندانی سیاسی اعدام شده را در خود جای داده. حکومت نه تنها به این ها بسنده نمی کند، بلکه می خواهد دانشگاه ها را تبدیل به گورستان کند.
البته این حرکت تعجب آور نیست. دانشگاه باید به گورستان تبدیل شود. در کشوری که شالوده زندگی روزمره بر پایه روضه، نوحه، مداحی، نماز جمعه، دعای کمیل، سفره ابوالفضل، فال گیری و استخاره استوار است و عشق، شادی، خنده، رقص، موسیقی، محبت و دوستی و شورو شوق زنده گی ممنوع و از امور قبیحه است، دانشگاه می خواهیم برای چی؟ دانش که در حوزه علمیه فراوان است. دائرالمعارف اسلامی بحارالانوار پاسخ تمام دانش های امروزی را داده است.
در کشوری که ولایت فقیه و یا دانای کل دارد و می تواند به جای تمام ملت فکر کند و تصمیم بگیرد، نیروی دانش آموخته و فن دان و روشنفکر به چه کاری می آید؟ جز این است که دانشگاه موجب دردسر است. چرا باید مار غیر اسلامی در آستین پروراند. هنگامی که دانشگاه محل نماز جمعه امت اسلامی شد ، انتهایش خود به خود به گورستان ختم می شد.
اوین دانشگاه شد و اسدالله لاجوردی دانشجویان را به یادگیری علوم خفیه و کفیه و رملیه وا می داشت. اساتید بزرگ شکنجه و اعدام دانش جویانی حرف گوش نده و تنبل را به گورستان می فرستادند. دانشگاه باید قبرستان شود. مرده هایمان را کجا بگذاریم؟ این همه مداح و ملا و روضه خوان و آیت الله و حجت السلام که هر کدام اشان ده تا دکترا از آکسفورد و هاروارد و سوربن دارند که نمی توانیم به دریا بریزیم. منطق اتان کجا رفته؟ دانشگاه باید گورستان شود. ماهواره و موشک و انرژی هسته ای را غرب و روسیه برایمان می سازند. نه تنها می سازند که مارک معظم جمهوری اسلامی ایران هم بر آن می نهند. نفت داریم. گاز داریم. دانش را می خواهیم چه کار؟ اسلام شب و روز در خطر است. دانشگاه خطرناک ترین جایی است که باید تسخیر بشود و زیر علم اسلام برود. علم اسلام تنها در گورستان می تواند سرفراز بماند. دانشگاه باید گورستان شود. مگر منطق سرتان نمی شود؟

دوشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۷

خاتمی چیان

این نوشته را برای خاتمی چیان خارج کشوری که معرف حضور هستند فرستادم ولی هنوز چاپ نکرده اند. بر طبق اصول خاتمی پرستان اسلام پناه من هیچ گونه توهینی به ساحت مقدس این دوچهره گان نکرده ام. البته تعهد به قانون اساسی جمهوری اسلامی و شخص ولایت فقیه ندارم و برای رهبران حلقه ملکوت اسلامی تره هم خرد نمی کنم. تنها می خواستم درجه آزادی خواهی این جماعت را بسنجم و یک نگاه هم به آن سوی چهره علی گونه اشان بیاندازم. این ها بهتر است بروند همان سفره ابوالفضل اشان را پهن کنند.