چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۵

تصویر باژگونه خدا

کتابی خواندم به نام « تصویر باژگونه از خدا » . نویسنده آن جانورشناس و پروفسور دانشگاه آکسفورد ریچارد داوکینز است. در بخشی از کتاب آمده : « هست و نیست خدا پرسش دانش است. روزی پاسخ حقیقی را می یابیم، تا آن زمان می توانیم درباره احتمال بود ونبود خدا با اطمینان نظر بدهیم » .
نوشتن این کتاب بخشی از پروژه نویسنده برای گردآوری بن مایه های دانشی در جهت اثبات نیستی خداست.
در این کتاب صدها دلیل علمی در رد مذهب و وجود خدا آمده که خواندن آن ها از نان شب هم واجب تر است. به ویژه برای کسانی که چسبیده اند در کون آخوندها و انتظار معجزه از آنها دارند.داوکینز در سال 1976 هم کتابی منتشر کرد با نام « ژن خودخواه » که برای او شهرت جهانی آورد. آن جا انسان را به روبوتی تشبیه کرده بود که توسط ژن ها سازمان دهی و اداره می شود. ارگانی پیچیده که تلاش می کند تا بیشترین کپی را از خود به نسل های آینده منتقل نماید. داوکینز این دیدگاه ماتریالیسم علمی و خالی از هرگونه متافیزیک تخیلی را با تئوری فرهنگی درآمیخته و بر آن نام meme گذاشته بود. اساس تئوری اش این بود که ایده ها و فرهنگ ها پدیده هایی هستند که زاده می شوند، می بالند و سینه به سینه منتقل می شوند. تنها ایده ها و فرهنگ هایی که می توانند با محیط و شرایط ویژه خود را یکی کنند، زنده می مانند و بقیه محکوم به نیستی اند. همین تئوری در کتاب تصویر باژگونه از خدا هم نقش شالوده ای دارد. با بودن بوش و بن لادن و دیگر بنیادگرایان دین سالار و رواج و تبلیغ بیش از حد مذهب این کتاب اهمیت زیادی پیدا می کند. داوکینز می گوید : اعتقاد به معجزه گواه روشنی بر ستیز کینه جویانه مذهب علیه دانش است. بسیاری در این مانده اند که چرا دین ها با توجه به یکسانی هایشان این همه گسترده و فراگیرند؟ برای ذهن پرورش نیافته این خداست که به هستی معنا می دهد، اما در حقیقت این دانش است که با پژوهش و تجزیه و تحلیل بر هستی ما نورتابانده و آن را معنی دار کرده. دست یابی به دانش و شناخت خردمندانه هستی به تلاش و کوشش فراوان نیاز دارد، در حالی که مذهب لقمه را جویده و آماده در اختیار ذهن کاهل می گذارد.

۱ نظر:

خرس مهربان گفت...

سلام دوست عزيز . من متاسفانه اين كتاب را نخوانده ام و البته علاقه اي هم به اثبات و رد ان ندارم . و اما در مورد بقائي در مورد كارنامه ايشان كه هيچ جاي شكينيست . منهي من منظورم اين بود كه كشتن هر كس در زندان شكنجه و ....غير انساني است
بقائي يات حتي هويدا و نصيري بايد در دادگاهي عادلانه و ازاد محاكمه ميشدند . دوم اينكه نميشود در مورد همه صرفا اعلام اينكه او خائن هست يا خادم قضاوت كرد .بلكه بايد اين كار بر اساس تحقيق و اسناد و مدارك حقوقي و معتبر اثبات شود و در اخر اينكه فرض شما مبني بر اينكه كشتن بقائي شايد به دليل اطلاعات او و نقش مريدانش در تشكيل جمهوري اسلامي و ولايت فقيه و ارتباطاط مشگوك او باشد كاملا قابل قبول به نظر مي رسد