پنجشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۴
چهارشنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۹۲
مافیا
با رد صلاحیت رفسنجانی - که پیش تر از بلندگوی کیهان دستورش صادر شده بود- مافیای زر و زور کار خودش را با دیگر باند های مافیایی یکسره کرد تا ولایت مطلقه در معاملات پیشارو حرف اول و آخر را بزند.
دوشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۲
انتصابات
انتصاباتی که نتواند هاشمی رفسنجانی و مشایی را تحمل کند به درد لای جرز دیوار می خورد.انتصابات فرمایشی مقوله ای است که تنها در کشور ما می تواند رخ دهد.
سهشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۲
باز هم انتخابات
باز هم درب دکان انتخابات باز شد و تنورش را همان چهره های تکراری دارند داغ می کنند. ملت گویا بدبختی هایشان را فراموش کرده اند. من به این نتیجه رسیده ام که گفتن این حرف ها کوبیدن میخ در سنگ است. تا فرهنگ ما به گونه ریشه ای دگرگون نشود روزگار بر همین دایره نکبت خواهد چرخید. اگر کنش گران سیاسی دست از حزب و دسته بازی بر می داشتند و به کارهای فرهنگی و گسترش ایده های جهان مدرن می پرداختند امروز در این جایگاه نبودیم. این انتخابات هم مثل نمایش های تا کنونی پایان می یابد و پس از افتادن پرده ها همان داستان فقر و فلاکت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ادامه پیدا خواهد کرد.
بیدار شویم و از تجربه های تلخ تا کنونی امان درس بگیریم. ایران به یک دگرگونی ژرف فرهنگی نیاز دارد. تا همین جا ده ها سال زمان می خواهد که این ماتم کده را از زیر بار خرافات و جهل بیرون آوریم. دیکتاتوری تنها و تنها از ایده های نو و انسانی می ترسد.
سهشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۹۱
چه ساده می کشند
محمدرضا محسنیثانی
نتايج اوليه پزشکی قانونی دال بر اين است که هيچگونه آثار موثری در فوت ايشان (ستار بهشتی)
وجود نداشته است. امکان اينکه اين مرگ، مرگ عادی و طبيعی نيز باشد، وجود دارد.
سخنگوی قوه قضائيه محسنی اژهای
وجود آثار کبودی در پنج قسمت از بدن ستار بهشتی .
به دنبال دستور قاطع رييس قوه قضائيه برای پيگيری سريع پرونده مرگ ستار بهشتی، خبرنگار شبکه ايران مطلع شد، ۳ تن از کسانی که مسئول بازجويی از اين متهم بودند، بازداشت و تحويل دادسرای نيروهای مسلح شده اند.
خواندن این خبرها و ناگفته های پنهان شده در لابلای آن ها به خوبی نشان می دهد که ستار بهشتی را چه کسانی و به چه جرمی کشته اند. در کشوری که جان انسان ارزشی ندارد پیدا کردن متهمان کار بسیار آسانی است. فردا روز همین قاتلان کاندید ریاست جمهوری هم می شوند.
یکشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۹۱
حجاب و بیماری ام.اس
بیماری ام.اس در ایران بیداد می کند. این بیماری نباید در کشور ما که مهد آفتاب است جایی داشته باشد. کمبود ویتامین د از بن ایی های این بیماری است. حجاب یکی از مهم ترین ابزارهای پیش گیرنده افتاب و رسیدن ویتامین د به بدن زنان است. به راستی هیچ کدام از این پزشکان انسان دوست ما نفهمیده اند که چرا بیشترین گیرندگان این بیماری زنان هستند و یا فهمیده اند و هراس دارند که به گویند.
یکشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۱
خمینی
ما مردمان پس مانده ای بودیم. نخست او را در ماه دیدیم و سپس برتخت پادشاهی نشاندیمش. امروز هم زر زر زیادی می کنیم. با این همه کشته و زخمی که داده ایم و سرتاسر ایران را تیره گی و دروغ و نامردمی گرفته است باز هم میرویم و به تخم وترکه اش رای می دهیم. هنوز در مرداب دهشتناکی که او برایمان ساخته گیر کرده ایم. تف هوایی همیشه می افتد روی صورت تف انداز. این هم افتاده روی صورت مردم ایران .
دوشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۹۱
ایران امروز ، ایران دیروز
نامه رستم فرخزاد گویا همین امروز نوشته شده است. گویا سرنوشت ماست که پرتاب شویم به گذشته. بیخود نیست که گذشته را بسیار می پرستیم. هیچ وازه و سخنی روزگار امروزمان را بهتر از این نامه بیان نمی کند.
چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود
ز پیمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی
رباید همی این از آن آن از این
ز نفرین ندانند باز آفرین
نهانی بتر زآشکار ا شود
دل مردمان سنگ خارا شود
بد اندیش گردد پدر بر پسر
پسر همچنین بر پدر چاره گر
بگیتی نماند کسی را وفا
روان و زبانها شود پر جفا
از ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه ترک و نه دهقان نه تازی بود
سَخُنها بکردار بازی بود
همه گنجها زیر دامن نهند
بمیرند و کشور بدشمن دهند
چنان فاش گردد غم و رنج و شور
که رامش به هنگام بهرام گور
نه جشن و نه رامش نه گوهر نه نام
بکوشش زهر گونه سازند دام
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار بد آراسته
دل من پر از خون شد و روی زرد
دهان خشک و لبها پر از آه سرد
پنجشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۹۰
پائیز عربی، بهار اسلامی
نتیجه پیش از شمارش آرا روشن بود. نهضت اسلامی و حاج آقا غنوشی برنده انتخابات تونس شدند. مجلسی که قرار است قانون اساسی جدید کشور تونس را به تصویب برساند، توسط برادران حزب الهی اشغال شد.
در مصر هنوز خبری از انتخابات نیست. نظامیان هم دست و هم کاسه مبارک قدرت را در دست دارند. در خیابان ها اخوان المسلمین - که حالا صد تا حزب هم شده اند – به کفت و کوب مردم سرگرم اند. ماه گذشته بیست تن از مسیحیان قبطی به دست اوباش اسلامی و پلیس کشته شدند. هم اکنون برادران حزب الهی مصر خود را برای قبضه کامل قدرت آماده کرده اند. برنده انتخابات آینده مصر از هم اکنون آشکار است.
رهبر شورای انتقالی لیبی مصطفی عبدالجلیل گفته است که قانون اساسی جدید لیبی بر پایه قوانین شرع اسلام نوشته خواهد شد و مردان حق گزینش چند همسری را باز خواهند گرفت. سالی که نکوست از بهارش پیداست.
اگر چه برادران اسلام پناه هیچ گونه نقشی در خیزش مردمی کشورهای عربی نداشتند و هدف این خیزش ها چیزی جز مبارزه با دیکتاتورِی، فقر و فلاکت گسترده نبود، اما اسلامیون مثل همیشه و همه جا با فرصت طلبی از لانه هایشان بیرون خزیده اند و با علم کردن دین و ایمان احساسات مردم بیسواد و ساده دل را به بازی گرفته اند. پلشتی دیکتاتوری و جهل و فقر زمینه رشد مذهب در این کشورهاست.
مردم کشورهای عربی باید مسیری که مردم ایران از سی سال پیش آغاز کرده اند و دارند به پایان می رسانند را طی کنند. سرنگونی حکومت اسلامی در ایران و بهار دمکراسی می تواند راه این کشورها را برای رهایی از چنگ اسلامیون هموارتر و کوتاه تر کند و بهای سنگین و جبران ناپذیری را که ما پرداختیم برای آن ها سبک تر کند. اسلامیون در همه این کشورها باید بیایند جلوی صحنه سیاست و نقش ویرانگر خود را بازی کنند. بدون طی کردن این روند دشوار سخن گفتن از دمکراسی و آزادی و پیشرفت حرف مفتی بیش نیست که به درد رسانه های سرمایه داری می خورد تا جغد را رنگ کنند و به جای قناری بفروشند.
دوشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۹۰
دیکتاتورها رفتنی اند
پس از چهل سال فراز و نشیب در تاریخ جدید لیبی قذافی رفتنی شد. افسر انقلابی که می خواست مردمش را از چنگ جهانگیران به در آورد و آن ها را به آزادی برساند خود بزرگترین دشمن آزادی مردم لیبی شد. دیکتاتوری با خودش فساد و عشق به قدرت می آورد و همین فساد است که ریشه اش را در می آورد.
به زودی نوبت خامنه ای هم فرا می رسد. اگر قذافی از دل یک جنبش مردمی بیرون آمده بود، خامنه ای از تاریک خانه دزدان انقلاب مردم ایران بیرون آمده و هیچ شانسی برای لاف زدن ندارد. وقتی قذافی با آن همه شاخ وشانه کشی و ادای قهرمانی این چنین گورش را گم می کند و ای به حال خامنه ای.
سهشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۰
ناصر خان دروازه باز است
یاد آن روزها که عکس های شیرجه هایت را از روزنامه ها می بریدیم و در دفترهای صد برگی می چسباندیم. افتخار مان داشتن عکس های رنگی و دفترهای پر شده بود. فکرش را هم نمی کردیم که روزی بیاید و آن مرد بلندپرواز را در بر بستر مرگ ببینیم. زندگی گاهی چه بیدادگر و بی رحم است. امروز با این جهان بیدادگر و تباهی هایش بدرود گفتی و دروازه ی ما را خالی گذاشتی. اگر تختی نامش جاودان ماند نه برای قهرمانی هایش که برای در کنار مردم ماندنش بود. تو هم مثل تختی برای مردم اسطوره شدی چرا که دروازه دلشان را پاسداری کردی و شرافتمندانه در برابر توپ های شلیک شده حکومت اسلامی ایستادی. یادت گرامی باد.
دوشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۰
نوروز های تلخ
باز نوروزآمد و سالی دیگر با درد و رنج و آزار حکومت ولایت فقیه بر مردم ما گذشت. سفره ها تهی تر و شکم ها گرسنه تر و سالی تلخ تر از پیرار آغاز شد. حکومت اسلامی تنها حکومت روی زمین است که به جنگ با شادی مردم می رود. چهارشنبه سوری را ممنوع می کند و جوانان را به خاطر روشن کردن آتش به قتل می رساند. نوروز را بازداشت و گورستان بزرگ را آباد می کند.
تمام آداب زیبا و انسانی نوروز که مایه ی سرور و شادی و شور و شوق اند در نگاه آخوندیسم اسلام پناه باطل و نیایش آن ها گناه کبیره است. خوش بختانه با وجود سی سال لجن پراکنی علیه تمامی نمادهای نیک ایرانیان، حکومت اسلامی شکست خورده تر از سال پیش به زانو در می آید.
این سال نو را به تمام نیک پنداران، نیک گفتاران و نیک کرداران هم میهنم شادباش می گویم.
جمعه، اسفند ۰۶، ۱۳۸۹
وزیر اطلاعات برای ما پرت پلا نمی بافد
مصلحی وزیر اطلاعات بر خلاف تصور بسیاری از ما، نه ابله است و نه گاف می دهد. این حلقه بگوش بارگاه ولایت مخاطب خودش را می شناسد. پرت و پلاهای او مردم ساده دل و عوامی را که هنوز با ذهنیت دینی حکومت اسلامی را باور دارند نشانه گرفته است. او برای کسانی حرف می زند که نه دسترسی به اطلاعات دارند و نه می دانند که فیس بوک ، فرندفید و گوگل چه معجزه ای میکنند و مهم تر از همه خبر ندارندکه در پایتخت کشورشان چه می گذرد. مخاطب او کسانی هستند که از روی منافع و یا نا آگاهی مثل گله به دنبال چوپان ولایت روانند. وزیر اطلاعات می داند که هر کسی ذره ای عقل داشته باشد به ریش او می خندد. مصلحی با خالی بندی و لاف مقدمه ای می چیند و بر آن مقدمه دستور قتل موسوی و کروبی را صادر می کند. او با زیرکی عوام پسندانه ریگی را در آسمان دستگیر می کند و با تردستی دست موساد و سیا را از پشت می بندد. کروبی و موسوی هم به سیا وصلند و هم دارند برنامه حزب توده را اجرا می کنند. هم منافقند و هم توده ای. مسخره گی و لوده گی تا این حد دیده اید؟ مثل قذافی که می گوید شورشیان لیبی جوانانی هستند که القاعده قرص نشئه گی آور به آن ها می دهد که علیه من قیام کنند. هم قذافی و هم مصلحی دو روی سکه حماقتند. این ها فکر می کنند با فریب عوام و سرکوب روشنگران می توانند چند ماه دیگر به حکومت از درون پوسیده اشان ادامه دهند. زهی خیال باطل !
پنجشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۹
ایران – مصر: پایان و آغاز دین سالاری
هیجده روز به درازای یک قرن مصری ها در میدان تحریر ایستادند، فریاد زدند، جنگیدند و کشته دادند تا فرار دیکتاتور را جشن بگیرند. لحظه ی سرنوشت ساز دیگری در تاریخ مردم مصر ثبت شد.
شورش مردم تونس و فروافکنی دیکتاتور بن علی و فرار او از کشور بازتاب گسترده ای در جهان و به ویژه کشورهای عربی داشت. این نخستین بار بود که در جهان عرب دیکتاتوری این چنین از دست مردم می گریخت. گر چه جنبش های نمونه در یمن، اردن، بحرین، کویت،مراکش و لیبی در جریان است، اما انقلاب مصر پهنا و گستردگی بسیار بزرگتری دارد. مصر به عنوان بزرگترین کشور خاورمیانه با بزرگترین ارتش قاره آفریقا سرمشق کشورهای عربی است. پایان دیکتاتوری در مصر برای جهان عرب مانند فرو ریختن دیوار برلین در اروپا است.
مبارک به عنوان نماد دیکتاتوری از قدرت کنار رفت ، اما رفتن او پایان کار نیست. قدرت هم اکنون در دستان ارتش و رئیس سازمان امنیت (عمر سلیمان) است. در هر کشور دیگری این حرکت موذیانه مبارک و سلیمان را کودتا می نامند، چرا که قدرت پیش از این هم در دست ارتش به فرماندهی مبارک بوده.
ارتش قول داده تا به مردم در گذر از دیکتاتوری به دمکراسی کمک کند. مردم مصر نباید به آن ها اطمینان کنند و به خانه ها برگردند. پیروزی بر دیکتاتوری تازه آغاز شده است. آن ها وظایف دشواری پیش رو دارند. انتخابات آزاد و دمکراتیک، قانون اساسی جدید و مهم تر از همه برپایی ارگان ها، سازمان ها و احزابی که خونی نو در رگ های فرهنگ سیاسی وارد کنند. احزاب و سازمان های گوناگون از اسلامیون تا کمونیست ها و سکولاریست های لیبرال می خواهند زیر یک سقف برای آینده مصر جمع شوند. این پروسه بسیار دردناک و دشوار خواهد بود. مردم مصر باید از تجربه خونین ما ایرانی ها درس زیادی بیاموزند. موقعیت سیاسی مصر در خاورمیانه و دخالت های غرب و جامعه ای که سی سال در سایه ی ارتش، پلیس و سازمان اطلاعات تهدید شده و آزار دیده ، نمی گذارد که مردم مصر به این ساده گی از شر دیکتاتوری خلاص شوند.
با این همه مصری ها باید شادی کنند. صحنه های زیبای پس از فرو افتادن مبارک که میلیون ها نفر با خنده، گریه، فریاد و ذوق و شوق هم دیگر را در آغوش می فشردند و بدون ترس و واهمه حرف دلشان را می زدند، به یاد جهانیان و به ویژه مردم تحت ستم کشورهای عربی باقی خواهد ماند. هر آن چه در آینده رخ دهد چیزی از تاثیری که انقلاب مصر در خاورمیانه و آفریقا خواهد گذاشت ، نمی کاهد.
و اما، بر خلاف تصور بسیاری انقلاب مصر را با انقلاب ایران نمی توان مقایسه کرد. انقلاب ایران نزدیک به یک سال طول کشید و در این مدت بدنه اصلی قدرت ( ارتش و پلیس) را از آن جدا کرد و در پایان ساختار کل ارتش، پلیس و نیروی امنیتی را در هم شکست ( اگر چه ساختاری دهشتناک تر جایگزین آن شد). انقلاب ایران نیرویی را به قدرت رساند که پیش از این محصول شکست دو انقلاب بزرگ مردم ایران شده بود. این نیروی دین سالار باید می آمد و نقش ویران کننده خود را به پایان می رساند و از تاریخ ایران محو می شد. انقلاب ایران تصفیه حساب با مذهب بود. تپاندن دین سالاران در کلیسا و بستن درب به روی آنان در اروپا چهار صد سال طول کشید، این روند دارد در ایران با سرعت به پیش می رود. مصری ها اما در آغاز راهند. نه تنها مصری ها که کل جهان عرب. بی شک اخوان المسلمین قدرت زیادی در دولت آینده مصر خواهند گرفت. مصری ها درست در جایی قرار دارند که ما آغاز کرده بودیم، یعنی سال پنجاه و هفت.
مصری ها و تونسی ها اگر از دست آوردهای ما که به قیمت خون هزاران هزار به دست آمده بیاموزند و در چاه مذهب نیفتند، از ما پیشی خواهند گرفت. اما با ویژه گی های این دو کشور و فقر و فلاکت مردم، بعید است اسلامیون دست از سر مردم بردارند. در مصر ارتش همه کاره کشور است. ناصر و سادات و مبارک از درون ارتش و با کودتا به قدرت رسیده اند. ارتش مصر یک کاست ویژه در راس قدرت است. دولت در دولت است. پانزده درصد از صنایع بزرگ مصر در اختیار آن هاست. از تولید روغن زیتون تا شیر و سیمان بگیر تا تولید ماشین و کشاورزی و دامپروری. عمر سلیمان ( رئیس جمهور موقت) ارتشی است و رابطه نزدیکی با سازمان سیا دارد. او یکی از مخوف ترین مردان امنیتی مصر است. تمام استانداران مصر از میان افسران بازنشسته انتخاب می شوند. محبوب ترین باشگاه های ورزشی مصر در اختیار ارتش است.
مردم مصر چالشی دشوار در پیش رو دارند. ارتش مردم را به خانه ها فرستاده است. مبارک در شرم الشیخ به خوش گذرانی سرگرم است و انقلابیون مصر باید بمانند و ببینند که آیا ارتش به گفته های خود پایبند است ؟ گرفتن قدرت از دست ارتش و فرستادن آن ها به پادگان ها نخستین وظیفه مصری هاست، کاری که بدون آن دمکراسی شوخی بیش نیست.
جنبش مردم ایران در آینده ای نه چندان دور دین سالاری را از قدرت به زیر می کشد و آن ها را به مساجد و امامزاده ها می فرستد. مذهب هیچ نقشی در ساختار حکومت پس از فروپاشی نخواهد داشت. این گام بزگیست که مردم ایران خون بهای آن را داده اند. اما مصری ها هنوز در آغاز راه این چالش بزرگند.
سهشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۹
جان امام زمان
حرف راست را یا از بچه بشنو یا از آدم نادان. امام زمان جان گرفته که حکومت را حفظ کند و گرنه بر طبق روایت اسلامیون او وقتی می آید که عالم را فساد گرفته باشد. وقتی حکومت اسلام برپا و برجاست امام زمان تنها استفاده ابزاری دارد: حفظ حکومت و کلاه گذاشتن بر سر توده بیسواد و فلک زده.
چهارشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۹
ما مردم گمشده
مانند گمشده ها نمی دانیم کجا هستیم. مجبوریم کثیف ترین، بی رحم ترین و زشت ترین حکومت تاریخ بشریت را تحمل کنیم و جیک هم نزنیم. چون کودکان ترس زده در بن بست اسلام گیر کرده ایم و تنها در دل درون خودمان با وحشت بر او لعنت می فرستیم. کابوسی که هر روز با چشمان باز و پر هراس مجبور به دیدن آنیم.
شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۹
بساط اعدام را جمع کنیم
کار روزانه ما ایرانیان درون و برون مرزی شده است صدور بیانیه در دفاع از زندانیان سیاسی، اعتراض به حکم اعدامی که بزودی اجرا می شود و یا محکوم کردن اعدام سیاه بختانی که طناب را بوسیدند و رفتند. این دور سیاه سی سال است که ادامه دارد و گویا پایانی بر آن نیست. اگر ما ایرانیان با هر عقیده و مرامی که داریم نیروهایمان را یک کاسه می کردیم و خودخواهی و منم زدن را پشت در می گذاشتیم، حال و روزمان این گونه نبود. نسل رهبران سیاسی دوران انقلاب - از هر گروه و حزبی که باشند- در سایه ی تحولات این سی سال نه تنها رشدی نداشته اند که به فساد حکومت اسلامی آلوده شده اند. دیگر امیدی به آن ها نیست. جوانان و به ویژه دانشجویان باید با فاصله گرفتن از این رهبران کپک زده و با پشتکار و خلاقیت خودشان طرحی نو دراندازند و ایران را از شر این حکومت رها سازند. نیروهایمان را روی هم بگذاریم و با امید به آزادی و دمکراسی و با به کار بردن روش های انسانی بساط حکومت اعدام را جمع کنیم. التماس و صدور بیانیه کارساز نیست.
سهشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۹
اعتماد به نفس یا خوش خیالی
جعفر پناهی به شش سال تعزیری، بیست سال ممنوعیت فیلمسازی و فیلمنامه نویسی، و ده سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
یعنی حکومت اسلامی می خواهد بیست سال دیگر حاکم باشد. اعتماد به نفس است یا خوش خیالی؟ هیچ کدام ! پر رویی مطلق است.
شنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۹
ستاره داوود بر بام اسلام
پس از سی و چندی سال حکومت اسلامی با همکاری گوگل ستاره داوود را بر بام فرودگاه مهرآباد کشف کرد. این پرده براندازی شگفت انگیز و رازآمیز خشم امت اسلامی را برانگیخته و برادران خداترس را به تب و لرز دچار کرده است. یکی نیست بگوید در کشوری که اقلیت یهودی دارد و صاحب نماینده در مجلس اسلامی هم هست، چرا نباید نشانی از آن ها بر بام بنایی که تنها از آسمان دیده می شود، نقش بسته باشد؟
هنگامی که رهبر امت اسلام پرست با هواپیمای فرانسوی و با کبکبه و دبدبه بر زمین این فرودگاه فرود آمد، ستاره شش پر را ندید؟ سی سال است که برادران بسیج و سپاه از این فرودگاه به سراسر جهان سفر کرده و از پشت تریبون سازمان ملل قتل و عام یهودیان در جنگ دوم جهانی را انکار کرده اند، کور بودند که نشان آن ها را بر بام فرودگاه ندیدند؟ شاید فرودگاه خمینی را برای همین ساخته اند که خدای ناکرده چشم برادران به این ستاره نیفتد؟ یا نکند گوگل جای امام های غیب گو را گرفته است؟
آقایان اسلام پناه مگر از موسی پیامبر یهودیان در کتاب مقدستان به نیکی نام برده نشده ، که حالا نشان مذهب او خشم شما را برانگیخته؟ جان مادرتان این نقش بی زبان را انگیزه خوراک سازی تبلیغاتی برای مصرف داخلی نکنید. زشت است. مگر برادران سراسر ایران را مسجد نکرده اند؟ دست کم حق داشتن این ستاره کوچک را برای اقلیت یهودی نگه دارید.
داستان سازی نکنید و آتش بیار معرکه نشوید. این کشف گوگل و خشم بی موقع شما مضحکه جهان شده است. این نقش ساده هیچ گناهی ندارد. سی و چند سال است که آن جاست، بگذارید همان جا بماند. تا حالا گردن هیچ مسلمانی را که از زیرش رد شده له نکرده از این پس هم نخواهد کرد. با جنجال آفرینی آخوندی دل یهودیان را که تا کنون در کنار شما ایستاده اند نشکنید. حساب ملت ها از دولت ها جداست. این در مورد حکومت خودتان هم صادق است.
پنجشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۹
اشک ریزان بی پایان
هی اشک می ریزیم. ناله می کنیم. هر روز حکومت فاجعه ای می آفریند و ما اشک می ریزیم و اینترنت را با اشک هایمان لبریز می کنیم. دیروز برای شهلا جاهداشک ریختیم و فردا هم لابد برای دیگران. تا کی می خواهیم گریه کنیم و توی سرمان بزنیم؟ آیا زمان آن نرسیده که با فریاد بر سر این حکومت الدنگ، مثل سال گذشته نگذاریم آه خوش از گلویشان پایین برود؟ این چماق برافراشته از درک هرگونه صلح جویی، مسالمت و مهربانی عاجز است، تنها باید توی سرش زد. همین.